از این به بعد هر وقت حوصلهام سر رفت برای فرزان نود میفرستم. 😏
اومدم یه جا برگر بخورم و عین سگ هم گرسنهام. الان دیدم تازه سفارش ۲۰ رو آورد. شماره من، ۳۸! من رو ندیدین بدونید که در راه برگر شهید شدم ... .
امروز صبح به فرزان سلام کردید که اومدین اینجا بلوسک میکنید؟
امروز وسط جلسه داشتم فکر میکردم اون زمانی که خانم نیلوفر در بفرمایید شام دعواش شد و هی ایموشنال میشد، امید من به زندگی و آینده خیلی بیشتر بود.
هنوز داره بارون میاد. من واقعن نمت دیگه.
توی ذهنم یه فیلم/ سریال نقشبسته که موضوعش آخرالزمانی بود و موقعیت اینطوریه که همش داره بارون میاد و بارون هیچوقت قطع نمیشه. وقتی اینجا چند روز بیوقفه بارون میاد همش اون میاد توی ذهنم و نگرانم نکنه ایندفعه دیگه این بارون قطع نشه و دیگه خورشید رو نبینم.
اگه دوباره جنگ شد(که میشه) و اگه دوباره اینترنت رو قطع کردن(که میکنن)، از شمایی که به اینترنت دسترسی دارید خواهش میکنم صدای من(ماهایی که ضدجنگ هستیم) باشید. اجازه ندید سطلی های رذل این روایت رو جا بندازن که «همهی مردم داخل ایران جنگ میخوان». من نمیخوام. واقعا دیگه نمت.
امروز در راستای اعتراض به ششماه دوم سال تصمیم گرفتم از صبح چراغ روشن نکنم و دارم کورمال کورمال زندگی رو پیش میبرم.
امروز توی مسیر کارمندی یه خانم جلوی من راه میرفت و در حین راه رفتن یه مجله جدول کاغذی دستش بود و داشت جدول حل میکرد. حالا این وسط کون آسمون هم سوراخ شده بود و یه جوری بارون میومد که انگار فردایی نیست. این هم یه دست چتر و مجله، یه دست خودکار! ملت واقعن با مشکلات زندگی خوب کنار میان بقران.
توی ذهنم یه فیلم/ سریال نقشبسته که موضوعش آخرالزمانی بود و موقعیت اینطوریه که همش داره بارون میاد و بارون هیچوقت قطع نمیشه. وقتی اینجا چند روز بیوقفه بارون میاد همش اون میاد توی ذهنم و نگرانم نکنه ایندفعه دیگه این بارون قطع نشه و دیگه خورشید رو نبینم.
از قرار معلوم ایران هم گفته ما پدر همه بمبها رو آماده میکنیم. دنیا رو گه برداشته.
روزنامه اینجا الان نوشته که از منابع آگاه! شنیدن که امریکا داره "مادر همه بمبها" رو آماده میکنه که به ایران حمله کنه! 😒
احتمالن تنها کسی که میتونه نجاتمون بده ننه اژدهاهاست که بره به جنگ ننه بمبها!
روزنامه اینجا الان نوشته که از منابع آگاه! شنیدن که امریکا داره "مادر همه بمبها" رو آماده میکنه که به ایران حمله کنه! 😒
فکر کنم پیر شدم! توی ده روز گذشته دوبار سوپ درست کردم به عنوان غذای اصلی و قدرتخدا سیر هم شدم.
میدونستید اسم فارسی پارسنیپ، شقاقُل یا هویج قمیه! شقاقل یکم شبیه فحش میمونه.
ببخشید آقای قاضی ولی این کمردرد دیگه داره کاسه صبر من رو لبریز میکنه.
رضا پهلوی پیام تسلیت داده برای موضوع فرودگاه عربستان ولی هنوز بچههای میناب رو ندیده.
از اونا که رفتن آکادمی گوگوش کسی به جایی رسید؟ اصلن کلن خواننده جدید فارسی زبون که حرفی برای گفتن داشته باشه تولید شده این اواخر؟
دوسه هفته بود که خیلی ذهنم درگیر سحر بیاتی بود و این که هیچکجا خبری ازش نیست، اینجا هم چندبار بهش مسیج دارم و بیجواب موند. تا این که امروز اسمش رو سرچ کردم و توی یه روزنامه محلی دیدم که متاسفانه وسط بحبوحه جنگ سرطان بهش غلبه کرده و از بین ما رفته. 🖤
فعلن با کیسه آبگرم اومدم زیر پتو. نمیدونم این چه مقاومت احمقانهایه که من هرسال دارم در برابر روشن کردن بخاری. فکر کنم روشنکردن بخاری رو معادل با شکست تابستون از زمستون میدونم یا یه همچین چیزی! بالاخره هرکس به سهم خودش، من هم اینطوری.
زشته بخاری روشن کنم؟
راستش رو بخواهید یه آدم هفت پشت غریبه احتیاج دارم که بشینم واسش یکم غر بزنم و اون هم فقط گوش بده و حرفی نزنه.
عمر مگس چند وقته؟ یه مگس اومده تو خونه الان فکر کنم بیشتر از دو هفته هست که داره روزگار میگذرونه، گفتم بذارم به مرگ طبیعی از میون بره که به نظر نمیاد قصد مردن داشته باشه.
از لحاظ روحی احتیاج دارم شام مهمون بودم جایی که پلوخورشت خونگی درست کردن. ولی با پیک پیتزا سفارش دادم. 😒