تو این شهر ما خیلی به ندرت رعدوبرق میشه. دیگه کاملا برام غریب شده به نحویکه سالی والی که میاد زمانپریشی و مکانپریشی میگیرم و پرت میشم به ولایتمون. ولی امشب پشت هم ول کرده رعدو برق میزنه. کلایمت چنج شده؟ 🤔
این کمدین بیاستعداد که ورژن تحت ویندوز به گوز خندیدنه و همه به اصطلاح نمکی که در میکنه دستانداختن یک بختبرگشته رندومه، مکس امینی، گفته وقتی ترامپ گفت تمدن ایران امشب محو میشود ایرانیها نگران نشدند. یاد این تلفن مامانم افتادم و اگر دم دستم بود چنان میزدمش صدای سگ بده.
مادرم زنگ زد. البته خیلی حرف نزدیم چون وقتی بغض میکنم صدام درنمیاد. سعی کردم بهش بگم ایشالا که طوری نمیشه، ولی نشد. شنیدهام که خیلیهای دیگه امشب به کسوکارشون در خارج زنگ زدهاند. چقدر خشم و نفرت دارم خدایا. رفتم به دوستان آمریکاییم ناسزا گفتم.
رییس دانشگاه ما یک مرد ایرانی بود. یک روز همه ایرانیها را جمع کرد و گفت وظیفه ما اینه که به اینا (آمریکاییها) نشون بدیم که تروریست نیستیم. چند ماه بعد به اتهام فساد مالی و تبعیض علیه کارمندهای زن اخراج شد. 🙄
کار مفیدی که واقعا شایسته ai باشه پر کردن فرمهاست. ولی نع، این امور کسشر را انسان از بهشت رانده شده باید شخصا انجام بده.
BFDI/TPOT: Income Tax Return Document
ALT: BFDI/TPOT: Income Tax Return Document
static.klipy.com
چقدر امروز ناامید و غمگینم. دوست دارم برونم تا دور و یکی دو ساعت گریه کنم. حیف که کلی کار مفت و بینتیجه دارم که باید بکنم.
خیلی دلم میخواد نقاشی بلد بودم. در عهد شباب، به قول معروف دستم قوی بود و مشق راندوی همکلاسیهام را انجام میدادم -با ماژیک و راپید- یعنی میگم شاید استعداد نقاشی درونم وجود داشته باشه. یکی دوبار هم سعی کردم از یوتوب و اینا یاد بگیرم که شکست خورد. چه کنم؟ کلاس نقاشی سراغ ندارید؟
همیشه متعجب بودم که چرا ملت ایران نسل اندر نسل درگیر رفع بوی زهم مرغ هستند. تا اینکه امروز ویدئوی یک شف معروف را دیدم که گفت مرغ را توی ماست بخوابونید بعد بگذارید ۴۸ ساعت تو یخچال بمونه 😳 خب خراب میشه پدر من! حالا تا صبح زعفرون و برگبو بزنی هم بوش جایی نخواهد رفت. باور کنید مرغ سالم بو نمیده.
یکی به یکی دیگه ایمیل زده که درباره من اطلاعات بده و -احتمال قریب به یقین، به اشتباه- به دست خودم رسیده. لحنش خیلی سرد و غیردوستانهست. دلم میخواد قهر کنم ☹️
اول امسال دو تا مصاحبه اوکازیون گرفته بودم و یه مقاله ریواز و سابمیت کرده بودم. اون دو تا مصاحبه را که رد شدم هیچ، در اتفاقی نادر مقالهم هم در مرحله دوم ریجکت شد. موندم انگشت به دهن از بلندی این بخت.
سرم تو کار خودمه و دارم زندگیمو میکنم که یکدفعه یادم میاد آمریکا و اسراییل دست از سر ایران برنخواهند داشت و استرس میگیرم. شما جدیدا تحلیلی چیزی نخوندید که بگه اوضاع درست خواهد شد؟
تازه پول جهیزیه را از مامانم گرفتم و رفتم باهاش چشمهام را لیزیک کردم. پول هدیه خانواده داماد (قرار بود سرویس طلا و این چیزها باشه) را هم گرفتم باهاش دوربین خریدم. از این بابت البته اصلا خوشحال نیستم. دوربینم الان ۵۰ دلار هم نمیارزه.
والا یکی از موفقیتهایی که من تو رزومهم ذکر میکنم اینه که دو بار ازدواج کردم و هر دو بار، علیرغم اصرار داماد، از زیر مراسم عروسی در رفتم. و بسیار بسیار از این بابت خوشحالم.
والا یکی از موفقیتهایی که من تو رزومهم ذکر میکنم اینه که دو بار ازدواج کردم و هر دو بار، علیرغم اصرار داماد، از زیر مراسم عروسی در رفتم. و بسیار بسیار از این بابت خوشحالم.
یه کانال تلگرامی عضو شدم به نام هدهد که فقط خبر خوب میگذاره 😀 یاد بعد از جنگ ۱۲ روزه افتادم که شروع کردم شاهنامه گوش کردن، چون تنها جایی بود که ایرانیها همیشه پیروز میشدند. ملتها به اسطوره نیاز دارند، کاریش هم نمیشه کرد.
متاسفانه کاری را قبول کردم که میتونه مصداق آیه شریفه از زیر سنگ نون درآوردن باشه. غیر از فاصله غیرمنطقیش، از محتوایی که قراره درس بدم هم اندازه خری سرم نمیشه. پاییز تاریکی در پیش دارم. فعلا باید از زندگی لذت ببرم.
Man Making Funny Crying and Laughing Face Meme
ALT: Man Making Funny Crying and Laughing Face Meme
static.klipy.com
بعضیها فکر میکنند این چیزها را به قصد سیاهنمایی و پرپکانی میگذارند. ولی این در واقع رزومهشونه. از اپوزیسیون خارجنشین ایران، بسیاری با شنیدن چنین خبرهایی بشکن میزنند و فکر میکنند یه قدم به «فردای آزادی» نزدیک شدهاند.
در زندگی بلندم دو تا گربه داشتهام. اول پری، بعد پوری. یکی از یکی خوشگلتر. متاسفانه هیچکدام را خوشبخت نکردم. برای تنبیه خودم، علیرغم نیاز فیزیکی و روحی شدید برای لمس یک موجود پشمالوی نرم و شنیدن صدای خرخر، از پذیرفتن گربه سوم امتناع میکنم.
آیا بین استرس و حالت قرارگیری بدن ارتباطی هست؟ یه مدته موقع خواب استرس میگیرم و تپش قلبم بالا میره. امروز بعدازظهر که دراز کشیده بودم هم همین حالت بهم دست داد. فکر کنم دلیلش حالت افقی بدن باشه. وگرنه چرا؟ 🤔
این مغازه علیرضا دکوندار در شهر کوچک ماست. علیرضا مدتهاست مرده و مغازه را حسینرضا پسرش میچرخونه. وقتی من بچه بودم حسینرضا وردست باباش کار میکرد. حالا پسر حسینرضا وردستش کار میکنه. یعنی سه نسلِ انسان یه وجب از جاش تکون نخورده. حتی دکور و استیل مغازه طی نیمقرن (اقلا) گذشته ثابت مونده.
رفتم توییتر دیدم سر نقاشی به نام مهرنوش بادپر جنجال شده. حقیقتش من از کارهاش خوشم اومد. به تیکه مصاحبه هم دیدم، از خودش هم خوشم اومد.
سالهای سال پیش من و دو تا دختر جوان دیگه رفتیم اینجا. خوشمزه بود ولی گران. اومدیم بیرون و داشتیم درباره قیمت بالاش اظهار شگفتی میکردیم که یکی که دم در سیگار داشت میکشید شنید. گفت پس به نظرتون گرون بود؟ گفتیم بعله. معلوم شد صابمغازهست. خلاصه نصف پولمونو پس داد گفت تخفیف دانشجوییه 😆 مرد خوبی بود.
بااینکه ملت ایران در قطبیترین وضعیت اجتماعی تاریخش به سر میبره، طرز حرف زدن آدمها هرگز اینقدر نزدیک نبوده. مثلا این جملهها را از زبون فردی متعلق به هر گروهی که فکرش را کنید ممکنه بشنوید: «شرف نداری» «پا روی خون هموطنت گذاشتی» «سفیدشویی کردی» «کاش ذرهای شرم داشتی» 🤷🏻♀️
چطور همه تو پادکست #رادیومرز اینقدر لفظ قلم و قشنگ حرف میزنند؟ آدم باورش نمیشه این همون ملتیه که «ک.. ننهت» بیشترین جملهایه که تایپ میکنه.
با دیدن این ترندهای جدید لاو و دیتینگ اپها و قواعد جدید بازی، خیلی خوشحالم که سن عاشقی و لاس و قرار را پشت سر گذاشتم. البته احتمالا زمان ما هم کرینج بوده، ولی خوبیش این بود که بین خودمون و یارو میموند و همونجا چال میشد.
چند روز پیش به شیعهگری نزدیک فرقه سلط و ج. ا تیکهای انداختم. ولی باید اعتراف کنم که موضوع فقط این فرقه نیست، کل ایران روضهخونهست. دقت کنید اکثر جدلها تو مجازی اینه که تو که روضه فلانی را نخوندی حق نداری روضه بهمانی را بخونی. همه مشغول اشک گرفتن و اشک ریختن.
چی شده پیرمردا افتادن به جون هم؟ سروش و غنینژاد را جدا کنیم یا اباذری و وهابی را؟
حافظه ملت دررابطه با نوجوونا هر سال ریست میشه. هربار از شدت استقبال از فلان سلبریتی از اول شگفتزده میشن و تزهای روانشناسانه و جامعهشناسانه و شناسانههای دیگه صادر میکنن. بعد بهشون میگن بومر ناراحت میشن. وا بده هموطن! عادت کن! 🙏🏼
الان دو تا چیز یادم اومد: اوایل جنگ (یا قبلش؟) مغولستان بیانیه داد که ما همونطور که تو قرن ۱۳ از ایران حمایت کردیم الان هم میکنیم. ترامپ گفت من باید تو مجلس خبرگان باشم و درباره انتخاب رهبر نظر بدم. #گیری_کردیم
از این صبحها دوست دارم که با خبر مرگ اشرار بیدار شم. ولی روح زیادهخواهم بلافاصله پرسید چرا عموی مهمتری نه؟ :(
این جامجهانی رسوا همون بهتر که فینالش فرانسه-آرژانتین باشه. سوگند که تلویزیون را حتی روشن نخواهم کرد ☝🏼
سپیده قلیان گفته بچه که بوده رپ گوش کرده وچپ شده. باور میکنم. خودم در کودکی با گوش کردن به این چپ شدم :)) هنوز هر وقت میشنوم سرشار از خشم انقلابی میشم ✊🏻 youtu.be/ejiJvsvXRas?...
ایرج جنتی عطایی، سیاه مشق (هم رنج و ...)، ۱۳۵۸
YouTube video by Ramin
youtu.be