بخوام خلاصه بگم توی این پنج ماهیی که نبودم اینجا، زندگیم ازین رو به اون رو شده. با زیدم موواین کردیم، اقامت دائمم رو گرفتم، کنکورمم قبول شدم الان دارم دانشگاه درس میخونم. کارم که نمیکنم. ورزشم همینطور. نه وزنهبرداری نه شنا. فقط گاهی یوگا. اصلا با وضع دانشگاه نمیرسم به هیچکاری. توی یه دورهی گذارم.
جنگ باعث شد عادات زندگیم عوض شن. ساعت خوابم شده دوی صبح، تمرکز کتابخوندنم خیلی پایین اومده، تقریبا باشگاه نمیرم، فقط هی میرم شنا. درسم که تعطیل. به توییترم برگشتم چون واقعا اینجا اون کاربرد لازم رو برام در موقع جنگ نداشت. کار مورد علاقهمم زل زدن شده به دیوار.
از ته قلبم امیدوارم اسراییل با خاک یکسان شه. یه بار برای همیشه باید شر این پارازیت خاورمیانه رو کند.
های و هوی حمله به ایران دیگه روم تاثیر نداره بسکه ساعتی یه بار نظر رؤسای دنیا تغییر میکنه.
a cartoon dog is sitting at a table in front of a fire with the words `` i 'm fine '' above him .
ALT: a cartoon dog is sitting at a table in front of a fire with the words `` i 'm fine '' above him .
media.tenor.com
با یه مرد ایرانی چند وقت پیشا مچ شدم، بعد یه سری حرف زد که تو ذوقم خورد و گفتم حالا چه کاریه با خودم میکنم دیگه باهاش گفتگو نکردم. آقا نه تنها اومد توی شبکههای اجتماعی ریکوئست داد بهم، بلکه مدام توی تیندر پیام میده. امروز بعد دو هفته اپه رو بازکردم دیدم باز پیغام داده که کاش میشد ببینمت.
کل شب خواب دیدم تو فلسطینم با خانوادهم ایسراییلیام دورمونن خیلی ترسناک بود.
چون پول ندارم دو تا تیکه لباس سوپر قشنگ و نوشیاری گرفتم از برند موردعلاقهم در انگلیس و الان چهل یورو هم اضافه روی بستهم قراره بدم. تازه تو سرم افتاده نینتندو سوییچ هم بخرم. اینا همه بعد از خریدن حدودا سی جلد کتاب بوده.
محیط بلوسکای دیگه زیادی امنه. میای مینویسی سطلی، کسی بهت نمیگه چپ فلان فلان شده. مینویسی مرگ بر اسراییل کسی نمیاد بگه طرفدار مسلمونایی. مینویسی ورزشکارای ایران گه خوردن کسی نمیاد بگه تقصیر زنه بود🧐.
تمام اطرافیان غیر ایرانیم به جز این زیدم دارن میرن مصر که برن نوار غزه برای شکستن طلسم وحشت. به بنده هم گفتن دو هفته دویدن اینور اونور گفتن راه نداره رات بدن مصر.
سه تاشون که آزار جنسی دادن (با تجاوز. نفهمیدم آخر) به کنار، یکی دیگه از اعضای تیم یه گوشی دزدیده اون وسط💀
a woman is holding a dog with its mouth wide open
ALT: a woman is holding a dog with its mouth wide open
media.tenor.com
امروز تو خیابون داشتم برای دوستام توضیح میدادم که آره سطلیای ایرانی فلسطینیا رو حیوون میبینن و میخوان همشون بمیرن، یه خانومی داشت میشد برگشت وایساد گفت اسراییلیای؟ هول کردم که نه نه این نظر من نیست دارم توضیح میدم یه سریای دیگه… که برگشت گفت من اسراییلیام و این نظر منه و همشون رو باید مث سگ کشت.
امروز تو خیابون داشتم برای دوستام توضیح میدادم که آره سطلیای ایرانی فلسطینیا رو حیوون میبینن و میخوان همشون بمیرن، یه خانومی داشت میشد برگشت وایساد گفت اسراییلیای؟ هول کردم که نه نه این نظر من نیست دارم توضیح میدم یه سریای دیگه… که برگشت گفت من اسراییلیام و این نظر منه و همشون رو باید مث سگ کشت.
هر بار که یه چیز از ژیژک میخونم همش سر و صورتم رو میمالونم ناخودآگاه.
صبح زود پاشدم، رفتم ورزش بعد برای خودم ناهار درست کردم، ماسک چمیدونم چیچی گذاشتم رو صورتم، که روز تعطیله میخوام برم کتابخونه یکم حوصلهم بکشه . رسیدم دیدم تعطیله. ا خب وقتی تعطیله چرا میز رزرو میشه کرد؟
رییسم امروز یک گریهای کرد موقع رفتنم که باعث شد از تعجب شاخ دربیارم. وات؟ بعد اینطوری بود که حالا ما مه برات پروژه داریم و اینا رفتنی نیستی. ا آقا مگه من چیز توام؟
کاش هفت تا نولان چاق و هفت تا نولان لاغر رو فدای یه تار موی دیوید لینچ میکردیم:(
به روز رفتم زیر آفتاب دراز کشیدم توی ماه گذشته،. الان دیدم موهای زیر بغلم از وسط ساقه تا نوک طلایی شدن😂 خدایا شکرت. کجای آدم رو سانکیسد میکنی😂
صدای گربه کوچولوی رامیار رو فرستادم به چند نفر همه فکر کردن صدای خودمه🤨
هوش مصنوعی گنجور در مورد شعر دماوند. ابلهان طبیعی ازین بهترن🙄
کاش تو راه دریاکنار بودم الان توی ماشین بنز قدیمی آقای راننده داشتم لهمیشدم و بابام روی صندلی جلو نشسته بود و میخوند که مازندران شهر ما یاد باد، همیشه بر و بومش آباد باد، که در بوستانش همیشه گلست، به کوهاندرون لاله و سنبلست، هوا خوشگوار و زمین پرنگار، نه سرد و نه گرم و همیشه بهار.
ا الان رفتم استاک کردم دیدم مدل حرفهایه🤨 دیگه جوابشو نمیدم زین پس😒
یه ذره که آسمون ابری میشه از تخت نمیتونم بیام بیرون. حتی وقتی این پسر جدیده که رفتیم پراید هم رو ماچ کردیم و زیدمم اتفاقی دیدمون چون زودتر رسیده بود سر قرارمون و در نتیجه حدودا ده دقیقه مشوش بود و همش داشتم بوسبوسش میکردم که همهی بوسهای دنیا برای تو، میگه بریم بیرون.
دوسپسرم دو تا جعبه توتفرنگی خرید چون «همهی توتفرنگیا رومیخوری». ولی الان دیگه یه ربع شده که فهمیده ته جعبه دوم رو هم درآوردم😎
در همین بین که شرکتمون ورشکست و من اینجوری که آخجون راحت شدم، هر روز هر روز داره کار میاد نمیتونم راحت بخوابم. منم که پسیو اگرسیو. تا کار میفرستن اول میرم دوش میگرم بعد لباسامو اتو میکنم، بعد لپتاپ رو روشن.