قبلاً فهمیده بودم این جاروبرقی درونگرای خونه به وای فای وصل میشه، امروز دیدم کتری برقی هم همینطور، حالا اولی گاهی از دل پُرش شکایت میکنه، دومی اعصاب نداره، یک کلمه میگی داغ میکنه به غلغل میفته.
سر درِ اکانتش رو عکس تولیدی هوش مصنوعی با بافت کتیبه های تخت جمشید گذاشته، ترکیب سه چهره، کوروش،داریوش و سید علی بعد تصمیم گرفته من رو فالو کنه...نکن، من و تو مثل هم نیستیم، همون دریای خون فاصله ست.
فامیل خیلی نزدیک دارم در سیستان و بلوچستان. شعله جنگ نرسیده هنوز، اما دردش رسیده، فرسودگی روحیش رسیده، ترسش رسیده، محرومیت و فقری که حالا چند برابر شده رسیده. تلخه وقتی پای تلفن بهت میگن: این نیز بگذرد، ما هم کاش باهاش بگذریم راحت شیم.
یکی از سرگرم کننده ترین و تماشاچی پسند ترین مسابقات رده بندی، انگاری از قبل با هم قرار گذاشته بودند :)
لنج از پدربزرگ رسیده به پدر، از پدر به پسر، در دومین موج حمله نابود شده، زندگی پسر و خانواده ش تیره و تار، هموطن سَبک مغز و عوضی نوشته همون بهتر، دیگه نمیتونی قاچاق کنی...واقعا برای بیشعوری واکسنی نیست.
برای نوع همدردی با مردم جنوب ایران و استفاده از کلمات هم باید فحش بخوریم.
میدونید، جنوب ایران فقط جغرافیا نیست، بخش بزرگی از حافظه زخمی این کشوره. از یورش بیگانگان، جنگ و غارت و اشغال گرفته، تا فقر، بیماری، گرما، محرومیت و بی توجهی. خیلی غم انگیزه، ثروتش برای همه بوده، اما درد و رنجش فقط برای مردم خودش مونده. بی نهایت تاریخ این خطه دردناکه.
لیندزی گراهام در سیاست آمریکا به لیندزی چرخنده معروف شده بود. خیلی ها به طنز امروز نوشته بودند که لیندزی امروز بالاخره آخرین چرخش و تغییر موقعیت رو انجام داد! یکی دیگه نوشته بود:پایانِ تنها برنده اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل در هر دولت آمریکا! تنها سناتوری که در جاده یکطرفه دور دوفرمان میزد...
برای نروژ ناراحت شدم، بنظرم بسیار بهتر از انگلیس بودند. اما خب به دوستام میگفتم امروز، اگه همین خط رو بگیرید تبدیل میشن به ابرقدرتی در فوتبال، مکتبهای جدید ورزشی به همین شکل بوجود میان.
سنش داره بیشتر میشه... این روزها بیشتر لم میده و سگهای جوونتر رو نگاه میکنه. اما برای من، همیشه همون کوچولوییه که زندگی و نگاهم به دنیا رو عوض کرد. ❤️
اینجا خاورمیانه است سرزمین صلح های موقت بین جنگ های پیاپی.... حافظ موسوی
عجیب شرق کانادا رو در تابستون دوست دارم، طبیعتِ بینظیر، سواحلِ زیبا و خلوت، غذای دریایی عالی. چند عکس از PEI و نیو برانزویک.
آخ، امیدوارم بلژیک ببره. خصوصا بعد از گندی که کمیته انظباطی فیفا به درخواست املاکی زده.
من سالها پیش علاقه مند شده بودم به تحقیق و مطالعه درباره سبک رئالیسم جادویی، یادمه خواندن کتابهای خانم پارسی پور چقدر روی من تأثیر داشت، به جرات بهترین نویسنده ایرانی بود که تونست این سبک رو به خدمت بگیره و از همه مهتر شکل و فرم خودش رو ابداع کنه. یادش گرامی.نویسنده درخشان دیگری در تبعیدی ناگریز.
بنظرم بازیهای اینجوری و در این مرحله (حذفی) بسیار دو تا عامل مهمه، دانش مربی و بعد آمادگی و انعطاف پذیری روانی در سطح تیمی. دومی واقعا به کسب تجربه نیاز داره (باشگاهی و ملی). امیدوارم کانادا روی این تیم با استعداد سرمایه گذاری کنه، شانسی به این مرحله نرسیدند و دیدنی بازی کردند.
این تیم کیپ ورد قشنگ تاریخ سازی کرد در جام جهانی، جزیره کوچکی که مهمترین صنعتش توریسمه. فکر کنم بزودی تعداد توریستها چند برابر بشه.
واقعا از نظر تاکتیکی بازگشت بلژیک دیدنی بود، اینکه چقدر مربی میتونه همه چی رو تغییر بده.
این تیم وایکینگ ها بنظرم خیلی خوبه، من رو یاد تیم قدیم دانمارک میندازه که برادران لادروپ بازی میکردند.