بهارآلود

@doymaj.bsky.social

از چاقِ من تا چاقِ تو راهی به‌جز تردید نیست

ویوا فرانسه و جوانان و شورش در خیابان و لگد زدن زیر بساطی که به اسم «عادی» از هر طرف بهمون حقنه شده. هیچی وضعیت فعلی جهان عادی نیست و این اصلی‌ترین واقعیت دوران ماست.

درواقع اینکه چطور همه‌ی ما وسط خیابونها در حال به آتیش کشیدن این بساط ظلم و فقر و ناعدالتی نیستیم سوال اصلیه. یه مشت بزدل خوش‌اداییم که در واقعیت تا کمر برای اربابان در حال چاپلوسی و واق واق کردن. با احترام البته، خودم واق‌واق گویان‌تر از همه.

خیلی از اینکه بین دوتا دندون جلوش فاصله‌س خوشم میاد، جلوی خودمم نمی‌تونم بگیرم زیاد نشون ندم. میگه دندونامو فتیشایز نکن :))

بعد از سالها سیب‌زمینی سرخ‌کرده درست کردم با هواپز، روشم زعتر ریختم که از مغازه فلسطینی نزدیک خونه خریدم و به‌به

یه شب درمیون کابوس میبینم آفیسر لحظه‌ی آخری یه ان‌قولتی در زدن ویزا برای ما‌م‌بابام آورده. سطح کورتیزول مورتیزولم با اتمام این‌ پروسه به صورت چشم‌گیری باید بیاد پایین.

بچه‌ها سریال Below رو‌ اگه اهل چیزای ترسناکید ببینید. داستان در نیوفونلند اتفاق میافته و خیلی تونستن زیبایی خیره کننده‌ی جزیره را به خوبی به تصویر بکشن. کلی هم آدم محلی چه به عنوان بازیگر چه در قسمتای مختلف تهیه‌ش درگیر بودن. دومنیکنی‌‌‌م پارسال تابستون سر فیلم‌برداری‌ش بوده و یه‌جای سریالم بازی کرده :))))

خیلی خوشم میاد وقتی یکی بهم میگه I like the way you carry yourself نمی‌دونم معادل فارسی براش داریم یا نه اما به‌نظرم تعریف قشنگیه، نمی‌‌دونم چجوری توضیح بدم اما انگار یه درکی پشت این تعریفه

رفته بودم معاینه چشم، یه قطره ریخت که پشت چشممو ببینه و تا چندساعت موبایل اینا دستم میگیرم دیدم تاره. حالا همین الان که دقیق نمی‌بینم که زاویه کونم کجه، گرده یا چی واجب دونستم با کبکی لاس غلیظ شروع کنم و نود پشت نود

کیک کدوحلوایی پختم دیشب. عاشق کدوحلوایی‌م، پوره‌ش، کیک‌ش، سوپش🤤 Butternut squash میشه کدو‌حلوایی دیگه؟

Bild

آخرین‌باری که ایران بودم و ویزام مشکل پیدا کرد با نیلگام پاسمو فرستادم استانبول و فکر کنم ۲۰۰هزارتومن شد. الان برای کار مشابه ۲۰۰دلار امریکا هزینه‌شه.

یه لانگ ویکندم که دوستام اینجا بودن سرما خوردم و تمام برنامه‌هارو کنسل کرده دارم سوپ می‌خورم سریال میبینم :))) حالا ناراحتما اما راستش جون سه روز برنامه فشرده با سفیدارم نداشتم 👀

کت عزیزم از جزیره برای کار این پاییز زیاد میاد شهر من و کیفیت زندگی‌‌م رفته بالا. دوشنبه رفتیم ورزش و بعد باهم شام درست کردیم. الان که ماموریتم میره به دویماج سر میزنه. لانگ ویکندمونو پر کردیم از برنامه‌های‌ مختلف. تازه این تاثیر وجود یه‌دوست صمیمی در نزدیکیمه. خوش به‌حالتون اگه یاران موافقتون دورتون جمعن

یه اصطلاحی هست در فرهنگ دیتینگ/هوک‌آپ به نام حقه‌ی جواهر. همونیکه تو اگه از یارو خوشت بیاد یه‌چی جا میذاری خونه‌ش. متاسفانه من گیج‌وویجم و زیاد پیش میاد چیزی جا بذارم پیش طرف و‌ یارو فک کنه خبریه. بعد همیشه‌م برای کسائیکه مطمئنم همون یه‌شب بس بود این اتفاق میافته و نه واسه اونا که خوشم اومده

اومدم ماموریت شهر بغلی. ۳ساعتی رانندگی داشت، بین درختای قرمز و نارنجی و سبز و آسمونی که شبیه دامن پیلیسه‌ ابراش کشیده شده بود تا اون ته و آفتاب پاییزی میافتاد رو گردنم و دستام، گرم و پررمق.

بچه‌ها پزشکم به صورت معجزه آسایی عوض شد و میرم پیش یه خانم دکتر ایرانی، جلسه‌ی آشنایی باهاش عالی بود. محترم، حرفه‌ای و به‌روز بود. از چاقی نگفت، وزنم نکرد. هیچ کدوم از مشکلاتم را به چاقی ربط نداد. دکتر قبلی میگفت فشارت بالاس. بهش گفتم و اینکه چطور هیچوقت این مشکل را نداشتم و خانوادگی فشارمون پایینه.

دیشب با یه جدید رفتم هم‌آغوشی بلکن این غم شدیدم کمی رفع بشه. یه‌جای‌ کار گفت بزن تو گوشم، شرایط عادی بود نمی‌زدم چون that’s not my thing اما دیدم حالا که نمیشه مردی را در کوچه بزنم، با کانست خودش در تخت بزنم.

در حالی که از کاوش پیرامون این پرونده عمیقا منزجرم، خیلی بابت ترک خوردن ریبرندینگ کره‌ای‌ها خوشحالم. کره جنوبی در زمینه‌ی تجاوز یکی از بدترین کشورهاست و غالبا قربانی‌ها رو مجبور به مخفی‌کاری می‌کنه. بالا اومدن اسم این مردک (که تخم و ترکه‌ی یکی از نخست‌وزیرهاست) حتما در شنیده شدن صدای قربانی‌ها تاثیر داره.

BildBildBild