Hamidreza

@hamidrezaaa.bsky.social

من و انکار شراب!؟ این چه حکایت باشد…

یه بمب اتم بنداریم در کشورهای عربی یکی در قلب اروپا اسراییل هم با بالستیک نوازش کنیم این خواسته منه

عرضم خدمتتون که هرازگاهى ديگرانو با اون روت اشنا كن تا بفهمن چقدر باهاشون خوب بوديو لياقت نداشتن ...

یه روز به مامان و بابا گفتم: نذر کردم اگه پولدار شدم، پیاده بفرستمتون کربلا😎 مامان: تو پولدار بشی، بعد ما بریم کربلا؟ اونم پیاده!😒 بابا: اقلن بفرستمون آنتالیایی قبرسی چیزی که بهمون خوش بگذره😂

روزگاری صدای اذان صبح که می آمد مادر جان و پدر جان بی سروصدا بیدار میشدند تا نماز صبح را بخوانند بدون اینکه صدای پای شان دیگران را آزار کند و ناخواسته بیدار شوند الان با صدای هر اذان صبح تن جامعه از خبر اعدام ها می لرزند ۳ نفر دیگر با اذان صبح سفر اجباری کردند!🖤

Hamidreza@hamidrezaaa.bsky.social · last wk.

اذان صبح و سه نفر دیگه؛ نشنیدم صبح بخیر بگین…