پریسا

@irangood.bsky.social

هیچ!

دیشب به اصرار یک عزیز رفتم یه دورهمی کوچیک یه اقایی اونجا بود صحبت پیش اومد و کشتار دی ماه رو هرجور شده میخواست انکار کنه گفت هر کسی هم کشته شده به دست جاسوس ها بوده من از خودم بیخود شدم و لیوانو پرت کردم سمتش گوشه ابروش شکافت از این حالم میترسم دست و پام تا صبح داشت میلرزید

صبح با قیافه ژولیده بدون ارایش داشتم پارک میکردم یه پسره اومد کنارم گفت زیبایی شما برای این شهر زیاده واقعا این چیزا رو از کجاشون در میارن

امروز بعد از 1 ماه و خورده ای رفتم سرکار چه استقبالی ازم کردن واقعا اشکی شدم مدیرمون هم گفت حقوق این ماهتو کامل پرداخت میکنیم نگران نباش و دوباره شروع کن

دکتر تاکید کرده بود الکل نخورم گس وات؟ دو شب پشت سرم تا خرخره عرق خوردم که یه شبش رو اصلا یادم نیست و زنده ام هنوز

چرا نمیمیرم؟ من که خودمو کشتم چرا نذاشتن بمیرم چرا منو دوباره به این کثافت کده برگردوندن

خواهر جاوید نام احمد خسروانی گفت چرا همون جایی که دیدم قد بلندت تو قبر جا نمیشه، من نمردم داداش منم جا نمیشد کاش منم میمردم همونجا

دوره قبل که آرژانتین قهرمان شد داداشم لباس مسی رو پوشید با دوستاش رفتن بیرون شادی کردن الان حتی از دیدن بازیای ارژانتین ترس دارم خدایا چرا من نمردم

داداشم مهندس بود شور زندگی داشت گیتار میزد میخوند اشپزی میکرد فوتبالیست خوبی بود طرفدار آرژانتین بود الان دیدم ارژاتین فردا بازی داره اتیش گرفتم باز چرا کشتینش چرا دوبار تیر زدین بهش چرا نذاشتین زندگی کنه

تو بیمارستان به صلاحدید خودشون تراپیست فرستادن واسم داشت زر زر میکرد پتو کشیدم رو سرم خوابیدم