پگاه

@itsnotpegah.bsky.social

عقل ناقص در بدن ناقص

خیلی جالبه به نظر میاد هم یهوه یکی از خداهای ادیان چندخدایی اون زمان بوده و هم الله یکی از خداهای اعراب قبل اسلام.

من جدی خیلی برام عجیبه که بعضی آدما هنوز محصولات هریپاتر می‌خرن. دوستاییم که خیلی هم پروگرسیون مثلاً. این زن رسماً پولی که از این چیزا درمیاره رو مصرف می‌کنه برای فعالیت علیه افراد ترنس و اثرگذار هم هست متأسفانه.

هیچ کاری جلو نبردم و استادم بعد دو هفته از سفر برگشته و فردا جلسه داریم و با تمام وجودم از کائنات می‌خوام که کنسل کنه جلسه رو :))

از این کلاه راضی بودم. 😇 از قدری که فکر می‌کردم بیشتر کاموا مصرف کرد و گران شد ولی خیلی نرم و گرمه. دادمش به ر.‌ ولی تا قبل فصل سرما یکی هم برای خودم می‌سازم.

BildBild

یادم افتاد دیشب توی خوابم یه قهوه خیلی خوشمزه خوردم. فکرکنم کاپوچینویی چیزی بود. توی یه لیوان خیلی کوچیک بود، شیرش خیلی غلیظ و پرچرب بود و قهوه‌ش خیلی خوشمزه. عجیبه که آدم تو خوابش مزه و اینا حس می‌کنه.

از سالن فیلم اومدم بیرون درحالیکه داشتم فکر می‌کردم چه تصویر همه‌چی‌نرمال‌ی از کرانه باختری نشون دادن، یه زن سفید از سالن دراومد و به یکی که بیرون بود گف it was depressing

این رنگ آبی‌ای که این بار زدم به موهام خیلی خوب مونده تا حالا. داره کمکم سبز می‌شه ولی سبز بدی نیست، سبزآبیه. اگر تابستون نبود و می‌تونستم کمتر موهام رو بشورم احتمالا بهتر هم می‌بود. گفتم با شما هم به اشتراک بذارم. برندش Pulp Riotه. اسم این رنگش Nightfallه.

بابام دو سالیه بازنشسته شده. خودش می‌گه چون حوصله‌ش سر رفته داره دوباره می‌ره سر کار، ولی گمانم به خاطر گرونیه. یه کار مشاوره‌ای پاره وقت یه جا شروع کرده که دولتیه. اون روز صداش کردن که بیا گزینش 😑 مرد شصت‌ساله رو نشوندن ازش پرسیدن راهپیمایی می‌ری یا نه، نماز می‌خونی یا نه.

چند روزه دارم این رو بازی می‌کنم. هر روز ده تا چیز از موزه Met نشون می‌ده و باید حدس بزنی مال چه زمان و مکانی ان. خیلی خیلی هم بدم توش :))) ولی خیلی خوش می‌گذره بهم. Anthropeum.com

وای باورم نمی‌شه. یه پسره که اصلا نمی‌شناسمش، صرفاً توی دانشکدهٔ ماست داشت با دوستم صحبت می‌کرد در گوشهٔ یه جمع ۲۰ نفره. منم اونجا بودم. به زبون خودشون صحبت می‌کردن اول. بعد یهو برگشت سمتم بهم گفت داشتم به فلانی می‌گفتم پگاه چقدر لاغر شده، چقدر لاغر شدی. 😶😶 دیگه این از بیسیک‌ترین چیزهاست که

اولین زنی که علیه زنان عمل کرد: mother nature بدن دو-ایکس-کروموزومی تقی به توقی می‌خوره یه جاش خراب می‌شه.

باید هی به خودم یادآوری کنم که اصلا لازم نیست به کسی که یک سال و نیم پیش باهاش خوابیده‌م و تو این مدت یک پیام هم ردوبدل نکردیم توضیح بدم که چرا نمی‌خوام باهاش بخوابم. ولی باز مضطربم که اگر پیش بیاد چطوری رد کنم که ناراحت نشه و فلان.

اسم یک‌مشت داروی دیوانگی که می‌خورم رو گذاشته‌ام آجیل مشکل‌گشا. هر بار می‌خورم یادش می‌افتم و یه خنده کوچیکی تو دلم می‌کنم. :))

باز استرس گرفتم چون یادم رفت چند دقیقه پیش از چی مضطرب شده بودم. حالا می‌دونم یه موضوع مهمی هست ولی یادمش نیست :|