. آدم همیشه ناچار است از چیزی دست بکشد تا دیگران بتوانند زندگیشان را بکنند #کارلوس_فوئنتس .
تو زیباترین حزن من بودی ، عزیزترین زخمم بودی ... و اینکه با افعال گذشته از تو یاد میکنم ، غمانگیزترین شکل انقراض است که برگزیدهام ... حمید سلیمی
«خواستم زنده بمانم و فکر کردن به تو، تنها سلاحم بود تنها کمانم، تنها سنگم!» پابلو نرودا
موجود عجیب و مضحکی شدهام. شعورم درست کار میکند ولی احساساتم … چطور بگویم؟ کند شده نه آرزویی دارم و نه به چیزی دلبستهام و نه به کسی علاقهمندم. - آنتوان چخوف
آدم ضعیفی نبود؛ اما دیگر حوصلهای برای سختیها نداشت.میل عجیبی به گریز وجودش را گرفته بود؛ اینکه نبیند، نداند، و برای همیشه برود. [چقدر زیبا گفتی جناب عباس معروفی]
۱۵ دسامبر #روز_جهانی_چای است.. آره عزیز دل، سخن این است که ما بی تو نخواااهیم حیات..... به مناسبت روز چایی به قول آرام جوون آره😉 #چایی
«راستش را بخواهید فقط یک زن مرا آزرده است؛ گرچه خیلی خوشقلب بود، خیلی مهربان...» «این زن که بود؟» پیگاسوف صدایش را اندکی پایین آورد و گفت: «مادرم!» «مادرتان؟ چکار کرده که شما را آزرده است؟» «مرا به دنیا آورده است...» #ایوان_تورگینف #رودین
حرف آخر درباره "ایران" رو استاد محمود دولتآبادی گفت، وقتی نوشت: ای سرزمین! کدام فرزندها در کدام نسل، تو را آزاد، آباد و سربلند خواهند دید؟ #قوم_مادر_به_خطایان
آدم از خود میپرسد که تو با این سالها که گذشت چه کردی؟ بهترین سالهای عمرت را کجا در خاک کردی؟ زندگی کردی یا نه؟ • داستایفسکی؛ شبهای روشن
بعد از جنگ های فراوان، حالا فقط از من خاکستری مانده که دیگر رمقی برای جان گرفتن ندارد.
طرف تا زنده هست بهش بی محلی می کنن و کاری براش انجام نمیدن ولی بعد از مرگ در روز خاکسپاری مثل ابر بهار گریه می کنن و زجه میزنن... از این جور آدمای ریاکار متنفرم
«اندوه که از حد بگذرد، جایش را میدهد به یک بیاعتنایی مزمن. دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن. آنچه اهمیت دارد یک کشداری رخوتناک حسی است که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند. در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی.» صادق هدایت
... انسانها به تغییراتِ سرنوشت خود خو میگیرند، همچون چشم که به نور و تاریکی عادت میکند، و به سرعت به یک خط پایهٔ ژنتیکی بازمیگردند ... ~ پینکر
رنج تنهاست! در مرحلهی خاصی از مواجهه با رنج، انسان تنهایی را انتخاب میکند، چرا که متوجه میشود هر حضوری، تنها رنج را مضاعف میکند؛ آنگاه درک پریشانیِ درونت برای ناظر بیرونی ناممکن میشود و آنوقت تو تنها یک انتخاب داری: سکوت ... سکوتی ویرانگر... آلبرکامو
درست مثل نبات چوبداری که در یک فنجان چای فرومیپاشد یک روز، یک زمان، یک لحظه که کسی تصورش را نمیکند آنجا را ترک میکنی. همه گمان میکنند به یکباره رفتی در حالی که مدتهاست از قرار با خودت برای رفتن گذشته است. میروی و دیگر میدانی که چیزی بخاطر نبودنت در جهان تغییر نخواهد کرد
در این روزگار که جهان بدست اوباش افتاده است هر موضعی بگیری به نظر حماقت است.
دچارِ نوعی بهتزدگی و بیحسی شدهام. احساسِ خستگی نمیکنم، خوابم نمیآید، غصهدار نیستم، شاد هم نیستم. - فرانتس کافکا
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود زین پیش نبودیم و نَبُد هیچ خِلَل زین پس چو نباشیم همان خواهد بود ۲۸اردیبهشت بزرگداشت خیام❤️
-چقدر زیباست قلبی را پیدا کنی که دوستت بدارد، بدون آنکه از تو چیزی بخواهد، جز این که حال دلت خوب باشد ..
مود این روزامون دقیقا همونجاست که جان بارت میگه : به خیلی چیزها علاقه مندم و به همهچیز بی اشتیاق ..."
دیدی وقتی شب توی جنگل راه میری، یک نوری میبینی. یعنی یک نور کوچیک اون دورها به چشمت مییاد. بعد دیگه اصلاً متوجه تاریکی نمیشی. دیگه حواست به شاخههایی نیست که توی صورتت میخورن... موضوع اینه که هیچ نوری لابهلای اون درختها برای من وجود نداره.
پیر میخانه چه خوش گفت، به دردی کش خویش که مگو حال دل سوخته با خامی چند.. #حافظ