Põûўā

@the-silent-frame.bsky.social

گاهی اوقات عکس گرفتن می‌تونه شکل دیگری از پذیرفتن از دست دادن چیزی باشه می‌دونی نمی‌تونی چیزی رو نگه داری، پس دست‌کم لحظه‌ای از بودنش رو ثبت می‌کنی https://pixelfed.de/Asgari

گاهی اوقات یه اتفاقی میافته که تو اون لحظه فکر میکنی بدترین چیزیه که می‌تونسته برات پیش بیاد شوکه میشی، به هم می‌ریزی و یه مدت با غم اون ماجرا دست‌ و پنجه نرم میکنی ولی گذشت زمان یه چیز عجیبی رو نشونت میده، اینکه همون اتفاقی که اینقدر آزارت داده، میتونه شروع یه آرامش تازه باشه

Põûўā@the-silent-frame.bsky.social · 4d ago

دیشب و امروز صبح ضرباتی بهم وارد شد که الان کاملان گیج و منگ هستم ولی امیدوارم وقتی به خودم میام دیگه از یه سری مسائل کاملا عبور کرده باشم

‏‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‏هر آدمی به یه نفر احتیاج داره که براش ‏مثل بقیه نباشه. ‏وگرنه دنیا پُر از بقیه‌‌هاست

دیشب و امروز صبح ضرباتی بهم وارد شد که الان کاملان گیج و منگ هستم ولی امیدوارم وقتی به خودم میام دیگه از یه سری مسائل کاملا عبور کرده باشم

بتی دارم که یک ساعت مرا بی‌غم بنگذارد غمی کز وی دلم بیند فتوح عمر پندارد «نصیحت‌گو مرا گوید که برکن دل ز عشق او نمی‌داند که عشق او رگی با جان من دارد» دلم چون آبله دارد دگر عشق فدا بر کف مگر از جان به سیر آمد دلم کش باز می‌خارد

روزی نیست که به این فکر نکنم که چی میشد اگر میشد مثل فیلم Eternal Sunshine of the Spotless Mind بعضی خاطرات رو از ذهن پاک کرد

نازلی، بهار خنده زد و ارغوان شکفت در خانه، زیرِ پنجره گُل داد یاسِ پیر. دست از گمان بدار با مرگِ نحس پنجه میفکن بودن به از نبودشدن، خاصه در بهار نازلی سخن نگفت سرافراز دندانِ خشم بر جگرِ خسته بست و رفت… نازلی سخن بگو مرغِ سکوت، جوجه‌ی مرگی فجیع را در آشیان به بیضه نشسته‌ست

یه اتفاق بی‌صدایی هم افتاده که از تورم بدتره. آدم‌ها دارن آینده رو از برنامه‌هاشون پاک می‌کنن. نه سفر رو برای سال بعد می‌چینن. نه بچه رو برای چند سال بعد. نه حتی خرید یه مبل رو. تورم فقط قیمت‌ها رو بالا نبرد؛ تقویم زندگی رو کوتاه کرد

شوقم برای زندگی مثل شوقم برای بستن بند کفش‌هایم شده، می‌بندمشان تنها برای اینکه کفش‌هایم بنددار است.

یه سری از مردم عاشق قطعیت هستن دنیا براشون یا سیاهه یا سفید خاکستری اذیتشون می‌کنه فکر می‌کنن پافشاری روی عقاید یعنی محکم بودن در حالی که این یعنی خشک بودن ایدئولوژی براشون حرف اول و آخر هست اغلب از آزادی فکر می‌ترسن چون آزادی یعنی مسئولیتِ فکر کردن و فکر کردن، مخصوصا وقتی نتیجه‌ش قطعی نباشه، ساده نیست